اولین قرار نی نی وبلاگی
سلام به پسر قشنگم و همه دوستای نی نی وبلاگیمون. فکر کنم من آخرین نفر از مامانا باشم که گزارش این قرار رو مینویسه و بابت این تأخیر باز هم رسماً پسرم و دوستامون عذرخواهی میکنم. روز 20 اردیبهشت ماه ، روز قرار با دوستای نی نی وبلاگیمون بود که من خودم به شخصه خیلی انتظار اون روز رو میکشیدم و خیلی دلم میخواست از نزدیک با دوست جونایی که تا حالا آشنا نشده بودم ، آشنا بشم. از قضا همون روز هم آقاجون اینا اسباب کشب داشتن به خونه جدید. و ما تا دم رفتن مشغول جابجایی وسایل بودیم. بابایی که نای اومدن نداشت ولی به اصرار من و به خاطر آقا سپهرشون، زحمت رسوندن ما رو بهپارک چوبی کشیدن. بماند که من بادبادک و پاپ کرن یادم رفت و مجبور شدم پاپ کرن ...







